حضور

بودن تو
حضور گرم آفتاب است
در انجماد روح و هستی
حضور گرم آفتاب در سینه ابر سرکش مستی
بودن تو
آرامشی است،آرامش قلبهای پرهیاهو
آرامش شب در لحظه بین بیداری و خواب
و انگیزه خواهشی سطلی ازنور
بودن تو
تیراژه ایست در آسمان آبی عشق
بهاریست در فصل سرد زمستان
و قراریست در دل بیقراران
بودن تو
تمنای دستی است به دستان مهربان معشوق
و پژواک آن مردمانیست که گمگشته اند در خاطر دشت
و تنها مانده اند در شبان کویری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد